هم کلام
بیشتر وقتها ما حال و حوصله نداریم صحبت های دیگران را بشنویم ولی به شدت دوست داریم با کسی صحبت کنیم و او حرف های مارا فقط گوش کند !درست همین حال را طرف مقابل دارد او فقط از ما شنیدن میخواهد نه تعید و نه رد و نه نصیحت .دوستی دارم که سی سال از من بزرگ تر است در مغازه و خانه اش یادداشت کوچکی نصب کرده با این عنوان : لطفاٌ نصیحت نکن!
بیش از سی سال از رفاقت ما میگذرد آن روزها جوانتر بودم و معنی این جمله را نمی فهمیدم ولی حالا چند سالی هست که فکر میکنم می دانم منظور او چیست!
هر از چندی می نشینیم و گپی میزنیم یا او حرف میزند و من گوش میدهم و یا من میگویم و او سر تکان میدهد.
مادرم میگوید تو وقت نمی
زاری حرف های مرا بشنوی و من میدانم منظورش چیست فقط شنیدن نه چیزی گفتن و دوستان زیادی دارم که همه بیش از بیست تا سی سال از من بزرگتر هستند و هر وقت کنارشان هستم دوست دارند صحبت کنند و من نیز همه این صحبت ها را میشنوم و حتی گاهی فیلم میگیره.
شاید تا حالا دید باشید افرادی را که با خودشان صحبت میکنند و یا شاید خود شما نیز این گونه باشید من هر وقت این صحنه را میبینم یاد نوشته ای از آنتون چخوف می افتم با نام اندوه داستان زیبایی است مردی سورتمه چی که در یک شب سرد زمستانی زیر برف می خواهد از مرگ پسرش با کسی صحبت کند ولی نمیشود و در پایان داستان او با اسبش به گفتو گو صحبت میکند.
داستان عجیبی است !
این روز ها به لطف شبکه های اجتماعی ما فکر میکنیم که زنده هستیم و هم صحبتی داریم ولی در واقع ما خیلی تنها هستیم و هیچ هم صحبتی نداریم ،گاهی وقت ها ساعت ها گوشی به دست نشستیم.
طی بررسی بعمل آمده ایران در سال 1420 بیش از 70 درصد از جمعیتش سالمن خواهند بود و جالب این که همین آمار در جهان هم خواهد بود.
بهترین پیشنهاد این است که کم کم یاد بگیریم گوش کنیم و به دیگران فرصت بدهیم درد دلشان را برایمان بگویید بخصوص آنها که در نزدیکی ما هستن به ویژه مادر و پدر و یا دوستان و عزیزان سالمندان و باور داشته باشیم که در میان این سخنان مطالبی بسیار ارزنه نصیبمان خواهد شد.
دوستی داشتم میگفت همسرم به حرفهایم گوش میداد و من میگفتم اگر نیم ساعت بنشینی و به حرفهایم گوش کنی صد هزار تومان به تومیدهم ...رفیق برای هم وقت بزاریم روز میاد که آرزومیکنیم ای کاش حرفهایش را میشنیدیم!
یا حق
جعفر صابری
موضوعات مرتبط: سر مقاله
[ یکشنبه نهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 21:50 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
نظر بدهید
جعفر صابری در جشنمیلاد حضرت رسول اکرم (ص)

نقاشی گروهی کودکان افغانستانی با موضوع عشق و صلح


حرکات ورزشی کودکان و نوجوانان

تقدیر از کودکان و نوجوانان افغانستانی در اولین همایش بزرگ کودکان توانمند افغانستانی

تقدیر از دست اندر کاران همایش کودکان توانمند افغانستانی

حضور سرکار خانم مهوش صابری مدیر مرکز حامیان اندیشه رشاد و برادشان جعفر صابری در این همایش

حضور نماینده افغانیا تهران آقای مهندس توانا

حضور ژنرال نظام الدین قیصاری شخصیت سیاسی مردمی افغانستانی
حضور جناب آقای دکتر هاشمی نمایند سفارت محترم افغانستا در ایران

حضور جناب آقای خدا پرست یکی از کار آفرینان ایرانی

جمعی از میمانان و دوستان در کنار آقای موسی حسینی دبیر اولین همایش توانممندی های کودکان افغانستانی

به مناسبت میلاد حضرت رسول اکرم (ص) گروه جوانان افغانستانی عضو موسسه با نام جوانه های رویش اقدام به برگزاری جشن با شگوهی نمودن که در این مراسم از کودکان کار پنج تا 12 سال نیز تقدیر شد و همچنین کودکانی که از نظر تحصیلی تلاش خوبی داشتند .
در این مراسم که در مرکز بهاران واقع در میدان شهید هرندی خیابان شوش منظقه 12 تهران برگزار شد نماینگانی از سفارت فخیمه افغانستان ، نماینده استانداری ، عزیانی از نیروی انتظامی ، ریاست جمهوری ، سازمان بهزیستی ، کمیته امداد امام خمینی (ره) و تعدادی از مسولان افغانستانی نیز حضور داشتن و برنامه شادی برای کودکان و نوجوانان اجرای شد.
در این مراسم که با سرود جمهوری اسلامی و سرود ملی کشور افغانستان آغاز شد جناب آقای هاشمی از سفارت افغانستان سخنانی بیان نمودن همچنین آقای جعفر صابری مدیر موسسه آشتی به مهمانان خیر مقدم عرض نمود و از برنامه های بشر دوستانه این موسسه برای حضوار بیاناتی ایراد نمود.
آقای موسی حسینی دبیر این مراسم نیز از برنامه های گروه جوانان افغانستان سخن گفت و در پایان با حضور مهمانان از جمله جناب آقای سردار نظامدین قیصاری هدایای به رسم یاد بود تقدیم کودکان و نوجوانان همچنین دست اندر کاران مراسم داده شد.
شایان ذکر است در هاشیه این مراسم نمایشگاهی از توانمندی هنرمندان افغانستانی نیز به نمایش گزارده شده بود.
جعفر صابری و هدیه یک دوست

جعفر صابری تقدیر نامه

جعفر صابری پایگاهبسیج میدان تربار تهران

دیدار از پایگاه بسیج میدان تربار تهران به فرماندهی سردار امیری در مهر 1400

جعفر صابری روستای آب نیک فشم

داخل حرم امامزاده دز این روستا سه امازاده هست فرزند اما رضا (ع) ودو فرزند پسرش


به آغوش کشیدن دوست قدیمی و یار خوبم حاج حسین آب خضر در سر مای روستای آبنیک و زیر بارش باران پائیزی1400


جعفر صابری مدارس ماندگار
مدارس ماندگار

بچه که بودیم بیشتر وقتها پدر و یا مادرمان حرفهایی میزدند که به سادگی می پذ یرفتیم و بدلیل اینکه بزرگتر هستند و صاحب تجربه ،حتماً درست میگویند .
بماند که بعضی وقتها کمی دروغ هم می گفتند تا چشم مارا بترسانند تا کار خلافی نکنیم بزرگ شدیم و یواش یواش فهمیدیم که خیلی از آن مطالب که بزرگتر ها ی ما می گفتند به قول امروزی ها سرکاری بود اما باز بدلیل اینکه آنها دیگرپیر شده اند و گذشته را به رویشان نیاوردیم جالب اینکه هنوز هم به ما مطالبی میگویند که به عقل جور در نمی آید اما باز بدلیل همان بزرگی و سالمندیشان به رویشان نمی آوریم و بیشتر وقتها فقط می گوئیم چشم.
ما نسلی هستیم که یاد گرفتیم بگوییم چشم وبه بزرگتر هایمان احترام بگذاریم هرچند که میدانیم دنیا خیلی تغییر کرده و علم و دانش با زمان آنها بسیار متفاوت شده است معذالک زیر سیبیلی رد می کنیم و با لبخندی محبت آمیز میگوییم چشم حق باشمااست .
اما چند سالی هست که دیگر آن احترام به بزرگتر ها فراموش شده نسل جدید همان اول کار که می بینند نظر بزرگتر ها برایشان جذاب نیست و یا دور از عقل شان است راحت و بدون هیچ رو دربایستی می گویند نه این طور نیست شما اشتباه میکنید و جالب نسل جدید است این نسل که دیگر پرده دری هم میکنند و می گویند شما نمی فهمید و حالیتون نیست بیا ببین تواینترنت درستش را نوشته...بدون شک اگر این نسل جدید کمی منصف بود می دانست که همین اینترنت هم نتیجه دانش همان نسل قدیم و امثال ما می باشد و این همه اطلاعات هم از ما به جای مانده !
دانش امروز که به این سرعت رو به پیشرفت است از تلاش های نسل های گذشته است و اندوخته های آنها و زیرساختی که با سختی بوجود آمد و همان نسل های گذشته هستند که نه تنها در کتابها و جزوات و مقالات بلکه در دانشگاها و مراکز علمی سعی در انتقال و آموزش این تجربیات دارند.
به تازگی موسسه آشتی اقدام به تشکیل بنیادی با عنوان بنیاد مدارس ماندگار نموده که ضمن شناسایی مدارس و مراکز علمی که بیش از پنجاه سال از عمر آن می گذرد و هنوز مشغول به کار میباشد برای بازسازی و نگهداری این بناها در سیستم آموزشی تلاش مینماید.
بنیاد مدارس ماندگار کشور سعی خواهد داشت تا در کنار مسئولین مربوطه نه تنها به بازسازی مدارس و حفظ و نگهداری این بناها بکوشد بلکه به شکوفائی استعداد های مستعد نیز یاری برساند و در مسیر تحصیل، ایشان را نیز مساعدت نماید.
این بنیاد در ماموریت خود احترام نهادن به نسل قبلی را نیز از واجبات قرار داده و ضمن فراهم نمودن شرایطی برای با هم بودن و دیدار این گونه فارغ التحصیلان مدارس ماندگار کشور که به حمدالله بیشترشان جزو بهترینان ایران و جهان هستند از افرادی که سالها در این گونه مراکز تلاش نموده اند نیز قدردانی می نماید .
در این خصوص نامهایی چون دکتر محمد علی مجتهدی گیلانی چون جواهری گرانمایه می درخشد و در کنار نامی همچون امیر کبیر و دارالفنون نام دبیرستان ماندگار البرز را باید آورد .
کم نیستند مردان و زنان گران مایه ای که هر یک برگ زرینی در نقش آموزش این کشورها داشته و دارند و شایسته و بایسته است که قدردانشان باشیم .
باید فرا بگیرم که اگر از کنار بنایی قدیمی با نام مدرسه می گذریم بدانیم به اندازه هر خشتش عالمی پرورانده شده واین سازه صاحب جان است و سخنهای بسیاری در کالبدش نهفته شده است.
احترام به این مدارس احترام به ارزشهای انسانی خواهد وبود. پس با ما یار باشید تا ماندگار باشید.
یا حق
جعفر صابری
جعفر صابری در دیدار با جناب نظام الدین قیصاری

اهدای نمایندی به جناب نظام الدین قیصاری در بخش مهاجرین افغانستان توسط آقای دکتر جعفر صابری مدیر موسسه آشتی

جعفر صابری اهدا نمایندگی خیریه

اهدای نمایندگی مرکز خیریه به حاج حمید فرحزادی مدیر باشگاه فرزشی شهدای فرحزاد
جعفر صابری در ملاقات با کانون جوانان افغانستانی

دیدار ذکتر جعفر صابری با تعدای از جوانان افغانستانی و برنامه ریزی برای برگزاری جشن میلاد حضرت رسول (ص)

جعفر صابری تقدیر از مدیر مدرسه

تقدیر دکتر جعفر صابری از آقای شاملو مدیر مدرسه شهید ناد علی منطقه 5 تهران
جعفر صابری

جعفر صابری/و حجت رحمنی

جعفر صابری بیمارستان سپیر
دیدار و تقدیر از دکتر بیمارساتن سپیر و ریاست این بیمارستان جناب دکتر سیامک مره صدق ظهر روز جمعه 16 مهر ماه 1400_5pxb.jpg)
_85qy.jpg)
_isdq.jpg)
جعفر صابری
دیدار با دوستان و عزیزان مهاجر افغانستانی برای بررسی موضوعات ایشان بخصوص آموزش و بهداشت و درمان و اشتغال عصر روز 14 مهر ماه 1400




جعفر صابری و استاد حسین محجوب
_zpyt.jpg)
استاد حسین محجبوی در حال نوشتن هدیه برای دکتر جعفر صابری
_99de.jpg)
تصویر استاد حسین محجوبی و مهندس محمد باقر خانلر خانی و دکتر جعفر صابری
">_rv6o.jpg)
استاد حسین محجوبی در مقابل دوربین تلویزیون آشتی برای دیدن صاحبه روی تصویر کلید کنید
_goyh.jpg)
دفتر کار استاد حسین محجوبی
">_2z23.jpg)
تقدیر مدارس ماندگار از استاد حسین محجوبی
_54hx.jpg)
کتاب روز شمار عمر استاد و زندگی نامه وی
_hwq2.jpg)
جعفر صابری در گالری استا د حسین محجوبی
جعغفر صابری /کار آفرینان نمونه سال1400

در جمع کار آفرینان نمونه 1400 سالن اجلاس صدا و سیما عصر روز پنج شنبه 8مهر ماه

جناب آقای سردار علی زاده ریاست نخبگان ریاست جمهوری در این نشست

جناب آقای دکتر مهدی صفایی کار آفرین نمونه کشور و ورزشکار بنانم

جناب پروفسور احمد سوزنچی کار آفرین نمونه و مدیر شرکت روغن کارانا


تصویر کار آفرینان نمونه کشور 1400

جعفر صابری /فیلم حضور در دارالفنون 1400

خبر تاسیس اولین مرکز مجازی آموزش در موسسه آشتی برای مهاجرین و پناهندگان
جعفر صابری بنیاد تحکیم خانواده


جعفر صابری در هنرسرای بهبهانی
این هرستان بعد از انقلاب و در طول سالهای دفاع مقدس با نام هنرستان راهیان قدس ویژه رزمندگان مشغول به کار بود و آقای جعفر صابری نیز در این هنرستان تحصیل کرده است.
امروز این هنرستان بدلیل ساختمان قدیمی و با ارزشش جزو بناهای تاریخی و مدارس ماندگار است .

دیدار دکتر جعفر صابری از مدرسه ماندگار راهیان قدس ( هنرسرای فنی بهبهانی )در تهران چهاراه سیروس
و ریاست هنرستان جناب آقای مهندس حسین صادقی

جعفر صابری در دارالفنون1400





صبح روز اول مهر 1400 در مدرسه تاریخی دارالفنون




تقدیر از جناب مهندس ابوطالب دور اندیش دانش آموخته دارالفنون

جناب مهندس حسین صادقی مدیر مدرسه ماندگار هنرسرای فنی بهبهانی

جناب آقای مهندس اصغر هدائی و ریاست مهحترم هنرستان ماندگار فنی تهران



و خبر تاسیس اولین مرکز مجازی آموزش در موسسه آشتی برای مهاجرین و پناهندگان
جعفر صابری/ قلم
قلم

مطالب زیادی درباره قلم نوشته شده است، اما مطلب من از نقش قلم در زندگی بخصوص تحصیلاتم است.

شروع تحصیل باید با مداد می نوشتیم آن روزها مدادها سیاه و یا قرمز می نوشت مدادهای سیاه بعضی هایشان بر سرش پاکن داشت و بدنه آن ها یا صاف بود و یا چند ضلعی بودند.
وقتی معلم و یا مرحوم پدرم میدید من مطالب را بد خط نوشتم یا غلط اولین کاری که می کرد می گفت مدادت را بده اوایل متوجه نبودم و هرچه دم دستم بود می دادم چون اولین بار که مداد را دادم دست معلمم آن را گذاشت بین انگشتم و با دستان درشتش دستم را در دست گرفت و فشار داد درد در تمام اندامم پیچید آنقدر که هنوز به یاد دارم می دانم خیلی ها که هم سن و سال من هستند وقتی از درد مداد بین انگشت می گویم اشک در چشمانشان حلقه میزند و دردش را به یاد می آورند.
بعد ها یاد گرفتم قلم درد قلم هایی که چند ضلعی هستند بیشتر از آن ها است که صاف بودند. برای همین وقتی معلم میگفت مدادت را بده آن ها را میدادم ولی یک معلم داشتیم که گویا در کودکیش او نیز دانسته بود مداد صاف دردش کمتر است برای همین بدون اینکه بپرسد مدادی را برمیداشت که چند ضلعی بود البته بیشتر وقت ها از خودکارش استفاده میکرد آن روز ها خودکارها همه بیک بود و بدنه چند ضلعی داشتند. خودکارها دردشان همان اندازه بود.
یکی از دوستانم بود که وقتی مداد بین انگشتش می گذاشتند شروع به داد و بیداد می کرد و چنان سرو صدا می کرد و دستش را تکان می داد که زود ولش می کردند یک روز به او گفتم چرا انقدر سرو صدا میکنی گفت دردش کمتر است دلشان می سوزد زود تر ول می کنند یک روز من هم همین کار را کردم ولی همان معلم که گفتم در کودکیش می دانست کدام مداد دردش بیشتر است نمی دانم شاید او هم در کودکیش دوستی مثل دوست من داشت و فهمید و بدون توجه به ناله های من با دقت و آرامش مداد را در جای بهتری گذاشت و بیشتر فشار داد.
من از قلم خاطره زیاد دارم خوب یادم هست یک از بچه های شرور مدرسه همیشه مدادی تیز داشت و هر وقت دعوا می کرد به شکم طرف مقابل میزد یکبار به سینه من مدادش را فرو کرد و نوک مداد در سینه من شکست درد زیادی داشت. اما با مشت زدم به صورتش طوریکه همان اندازه دردش بگیرد.
در نوجوانی میدیدم بچه های ته کلاس وقتی پرتقال و یا نارنگی تغذیه رایگان به دانش آموزان می دادند خودکارشان را بیرون می آوردن و با آن وسیله ای درست میکردن تا پوست پرتقال را به سر و گردن هم کلاسی های دیگر شلیک کنند، هنوز صدای خنده هایشان را در گوش دارم که از درد دوستشان شاد می شدند.
جوان که بودم دیدم یک از بچه محل هایمان در کنار خرابه های پشت خانه خودشان میله خودکار را بیرون کشید و بعد موادی را روی زرورق ریخت و دودش را با کمک همان میله خود کار به گلویش می فرستاد.
هنوز وقتی به دستانم نگاه میکنم جای مدادها را میبینم که کبود شده است. شاید بخاطر همین هیچ وقت سیگار نکشیدم چون مرا یاد مدادهای بین انگشتم می انداخت!
از قلم می گفتم و نقش آن درتربیت و زندگیم.
بعد ها دیدم قلم را در مقابلم می گذاشتن و می گفتند بنویس ... و من علی رغم میل باطنی باید می نوشتم، آنچه که می گفتند!
هنوز می نویسم ولی خیلی کمتر با قلم شاید باورش برایتان مشکل باشد اما کلکسیونی از قلم ها و خود کار و خود نویس دارم بیش از صد نوع ... با همه ی آن ها خاطره دارم بیشترش را به من هدیه داده اند در مناسبت های مختلف. حتی چند جایزه نفیس دارم که با نام قلم و یا به شکل قلم هستند.
قلم چیز خوبی است. حتی خدا وند در قرآن به آن و چیزی که با آن می نویسند قسم خورده است.
من قلم را دوست دارم اما فقط برای نوشتن نه چیزی دیگری، این روزها که آغاز سال تحصیلی است باز به یاد قلم افتادم و بد ندیدم که از نقش تربیتی آن برای شما نیز بنویسم.
یا حق
جعفر صابری
جعفر صابری و دیدار با جوانان افغان


دیدار با دوستان جوان افغانی مهاجر در ایران برای مشارکت در خدمات اجتماعی و آسیب ها
و بررسی مشکلات پیش روی اشتغال ایشان
جعفر صابری /سکانس عاشقانه
سکانس عاشقانه

روی صحبتم با دوستان و عزیزان همکاری است که کمتر وقت میگذارند تا از عشق بگویند و برای جذاب شدن فیلمهایشان از هر حربهای استفاده مینمایند اتومبیل های گران قیمت ساختمانهای مجلل بازیگران ستاره و ...اما از عشق و دوست داشتن واقعی هیچ نمیگویند هنری که برایش مثل خیلی چیز های دیگر انقلاب کردیم این روز ها بطور کل از بین رفته یا اگر کم لطفی نکنیم خیلی کم رنگ شده دیگر صحبت از عشق و دوست داشتن در میان مردم کوچه و بازار نیست دیگر در فیلمهای ما مرد داستان پدر خانواده هیچ ارزش و مقامی ندارد و مادر فقط در حاشیه است خانه و خانواده وجود ندارد سفره های که به دورش بنشینند و شکر خدا را بنمایند دیگر نیست سینما و حتی تلوزیون ما کمتر به سراغ سوژه های مردمی و آمیانه میروند همیشه یک دروغ یک خیانت و الگوهای رفتاری بسیار زشت ترغیب میشوند و دیگر به نقش تربیت در خانواده توجه نمی کند .
یادش بخیر روزگاری سریال همسران و یا آینه عبرت و یا آینه پخش میشد و در آن سعی میکردند روابط ساده بین مردم را به نمایش بگذارند.
اخلاق و رفتار و گفتار حتی پوشش آرایش مجریان همه سراسر الگوهای اجتماعی برای بیننده بود.
آیا رفتارهاو یا گفتارهای بعضی از مجریان نه فقط در ایران بلکه در جهان مورد تائید است؟
برای جذب مخاطب هر ناهنجاری صحیح است؟
شوربختانه بدلیل نوع شغلی و برخورد های اجتماعی که داشته و دارم انبوهی از افراد را میشناسم که دچار این بحرانهای رفتاری شده اند و هرگونه رفتار ناشایستی را به دلیل عرف شدن در جامعه میپزیرند .
حتی بسیاری از سخنرانان اانگیزشی در بیان موضوعات پا را از حد خود فرا گذرانده و بدون توجه به مهمترین موارد روانشناسی و آسیب شناسی هر گونه مطلبی را بیان مینمایند. و صد البته متاسفانه شبکه های اجتماعی نیز در این میان بی تقصیر نیستند و ابزاری شده اند تا این گونه افراد با به چالش کشیدن ذهن مخاطبین خود آنهارا در مسیرغلطی قراربدهند تا برای بدست آوردن منابع مالی بیشترهر کاری را معقول و منطقی بدانند.
چند درصد از ما فیلمهای خانوادگی میبینیم و چقدر این فیلمها در سینماهای ما یا تلویزیون جذب مخاطب داشته و دارد.
چرا بیشتر برنامهای آموزشی خانواده به میز گرد و سخنرانی ختم میشود نقش بسیار سازنده فیلم و سریال چرا نادیده گرفته میشود .
چرا برنامه ای با رویکرد خانواده و روابط همسران و والدین با فرزندان کمتر جای بین مخاطب دارد.
نقش عشق و دوست داشتن و محبت و زندگی طبیعت و محیط زیست احترام به والدین و حقوق کودکان و نوجوانان بهتر نیست بیشتر دیده شوند.
هنرمندان عزیز بد نیست به این موضوع بیشتر توجه نمایند و کار های فاخری را در دستور اجراء قرار دهند و حمایت های دولتی از این برنامه هاباید بشدت افزایش یابد چرا که این نوع فرهنگ سازی از آسیب های اجتماعی بیشتر می کاهد باور کنیم یک فرد معتاد آسیبی که به پیکرجامعه میزند بسیار زیاد است این که خداوند در قرآن می فرماید نجات یک انسان نجات یک جامعه بشری است میتواند همین باشد .
امید وارم بتوانیم به این درجه از انسانیت برسیم .
یاحق
جعفر صابری
جعفر صابری مراسم فاطمیه 1384

جعفر صابری سرنوشت
بنام سرنوشت
دوستی از سرنوشت خودش میگفت و اینکه تا رسیدن به مرز شصت سالگی چه اتفاقهایی را درزندگی تجربه نموده است.
بی شک همه ما زندگی پر از خاطره هایی را پشت سر گذاشته ایم وهنوزدرمقابلمان دریای بی کرانی از اتفاقات قرار دارد هیچ یک از ما نمی دانیم فردا ویا حتی ساعتی دیگر چه اتفاقی قرار است بیفتد ولی با برنامه ریزی روزها و ساعت های زندگی ،به سمت جلو میرویم .
به آنها که برایشان اهمیت قائل هستیم فکر میکنیم و متأسف میشویم وقتی می بینیم ما کمترین اهمیتی برای آنها نداریم !
گاه به سراغ گوشی تلفن همراهمان می رویم و به دنبال یک پیام از یک دوست هستیم و هیچ چیزی نیست شاید دهها پیام و نوشته و عکس وفیلم لحظات زندگی مارا اشغال کند اما آنچه که باید مارا آرام کند نیست .خیلی از پیام ها از دوستی ، عشق و رفاقت میگوید و نا خود آگاه به گذشته و آن که در انتظار پیامش هستی می اندیشی شاید آن شخص در چند قدمی تو باشد اما فاصله ی شما دهها سال است و هیچ رابطه ای نیست .به سرنوشت می اندیشید که چه بازی را با تو داشته آن که دوستش داشتی دوستت ندارد آنکه دوستت دارد تو دوستش نداری آنچه میخواستی نشد از آنچه میترسیدی همان طور شد و این را سرنوشت میدانی و نفسی عمیق میکشی که تمام درد هارا از درون قفسه سینه خود رها سازی تا جایی برای چیز های تازه تر باز شود
درد های گونا گون به سراغت آمده و تو سعی میکنی همه را نادیده بگیری تو هم مثل من و مثل همه ما میخواهی بمانی اما میدانی ماندن سخت شده خیلی هم سخت شده!
نوازش و محبت اینجا ارزش پیدا میکند اما نمی توانی از گذشته دل بکنی هنوز در گذشته هستی و به سرنوشتی که به سرت آمده می اندیشی آنچه در قفسه سینه داشتی حالا دیگر تبدیل به کینه شده و خیلی خیلی سخت است از آن ها بگذری بی خبر از اینکه هر کدامشان باعث دردی و درد هایی بر جسم و جانت شده .
راه خلاصی از سرگذشت و اندیشیدن به آینده است
یا حق
جعفر صابری
جعفر صابری زندگی مشترک به آخرش نزدیک شده

این کتاب به روابط همسران می پردازد و نوشته دکتر جعفر صابری است و در زمستان 1399 به چاپ رسیده است.

جعفر صابری کتاب شهر بانو

کتاب شهر بانو نوشته دکتر جعفر صابری تابستان 1400 انتشارات آشتی

کتاب در خصوص موارد روانشناسی و روانکابی است
موضوعات مرتبط: گزارش
[ پنجشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۰ ] [ 15:27 ] [ روابط عمومی دفتر آقای دکتر جعفر صابری ]
نظر بدهید
جعفر صابری کتاب آرتمیکس

کتاب آرتمیس مجموعه تست ها و دارو های روانشناسی
انتشارات آشتی
تابستان 1400
نوشته دکتر جعفر صابری
انتشارات آشتی...ما را در سایت انتشارات آشتی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 31